بیماری ویروس برگ باد بزنی انگور
ویروس بادبزنی مو         GFLV Gravevine fan leaf virus
تاریخچه و پراکندگی:
بیماری برگ بادبزنی قدیمیترین بیماری شناخته شده Vitis vinifera  است. وجه تسمیه آن به دلیل بدشکلی های خاصی است که در برگ به وجود  می آید. بدین ترتیب که سینوس دمبرگ برگهای مبتلا باز می شود ولی رگبرگهای اصلی برگ به طور غیر معمول جمع می گردد و مجموعاً برگ حالت بادزن باز شده به خود می گیرد.ویروس برگ بادبزنی مو در آسیا، افریقا، کانادا، اروپا، نیوزلند، امریکای شمالی و جنوبی و استرالیا تشخیص داده شده است شدت بیماری برگ بادبزنی بسته به میزان تحمل ارقام مو نسبت به ویروس فرق می کند ارقام حساس به شدت آلوده می شوند و در آنها زوال پیشرونده، کاهش محصول (تا 80% خسارت ) و کیفیت پائین میوه، کوتاه شدن عمر باردهی تاکستان، پایین آمدن درصد موفقیت در پیوند زدن، پائین آمدن توانایی ریشه دهی قلمه ها و کاهش مقاومت نسبت به عوامل نامساعد محیطی دیده می شود.این ویروس در تمام سال به فعالیت خود ادامه می دهد.              
عامل بیماری:
                   


ویروس برگ بادبزنی مو از جنس Nepovirus و از خانواده Comoviridae می باشد. پیکره ویروس جور قطر (Isometric)، زاویه دار با قطر حدود mm 28 می باشد. RNA ویروس از نوع ssRNA  می باشد و ژنوم دو بخشی شامل دو نوع مولکول RNA تک رشته ای در ذرات مجزا است و با وزن مولکولی (1.4*106 , 2.4*106 , ) تشکیل شده که هر دو رشته برای ایجاد آلودگی لازم است. پروتیین پوششی یک پلی پپتید با وزن مولکولی 54000 است و ژن کد کننده آن روی رشته کوچکتر RNA قرار دارد. به آسانی از طریق مایه زنی شیره گیاه منتقل می شود ولی با بذر انگور انتقال پیدا نمی کند. این ویروس در بعضی گیاهان علفی آزمایشی بذرزاد بوده در گرده این گیاهان و نیز در گرده مو وجود آن مشخص شده است. میزان طبیعی GFLV منحصراً گونه های جنس Vitis است؛ دامنه میزبانی آزمایشی این ویروس نسیتا وسیع و شامل متجاوز از 30 گونه گیاه متعلق به هفت خانواده است.   جداشده های GFLV حتی وقتی از مناطق جغرافیایی دور از هم نیز باشند از نظر آنتی ژنیک یکنواخت هستند. اخیرا فقط یک واریانت سرولوژیکی طبیعی از این ویروس پیدا شده است. همه جداشده های GFLV رابطه دور سرولوژیکی ویروس موزایک آرابیس (ArMV )دارند. تشخیص سرولوژیکی ویروس نشت دو طرفه آگار، ELISA ، یا روش تلفیق سرولوژی و الکترون میکروسکوپی مقدور است. تغییرات ساختمانی یاخته های آلوده به GFLV در میزبانهای طبیعی یا ازمایشی، مشابه تغییراتی است که سایر اعضای جنس نپوویروسها ایجاد می کنند. این تغیرات عبارتند از : تشکیل اندامهای ویژه درون سلولی، ایجاد برجستگیهای روی دیواره سلولی، ساختمانهای لوله ای حاوی ویروس،است.
نشانه های بیماری:
بیماری برگ بادبزنی به علت واکنشهای مختلف میزبان نسبت به عامل بیماری، با سه نوع نشانه مشخص می شود.
 در نوع اول که ”بد شکلی مسری “ نام دارد، برگها به شدت و به طور متنوع تغییر شکل می دهند، غیر متقارن شده، و چین می خورند وتضاریس حاد نشان می دهند. گاهی لکه های رنگ پریده موزاییکی نیز همراه با بد شکلی شاخ و برگ نیز دیده می شود. شاخه های سبز نیز بد شکل می شوند، انشعابات غیر عادی و گرههای مضاعف تولید می کنند، فاصله میانگره های آنها کوتاه می شود و حالت کتابی و زیگزاک به خود می گیرند. تعداد و اندازه خوشه ها کاهش می یابد، رسیدن میوه نامنظم می شود، رنگ دانه ها تغییر می کند، تعداد دانه روی هر خوشه نیز کاهش می یابد. نشانه های روی شاخ و برگ در اوایل بهار بروز در سراسر فصل رشد ونمو گیاه باقی می ماند، هر چند در تابستان تا حدودی به حالت مخفی در می آید.
 در نوع دوم علائم  که ”موزاییک زرد“ نام دارد، در اوایل بهار رنگ زرد کرومی براق روی تمام اندامهای رویشی تاک (برگها، شاخه های سبز، پیچکها و گل آذینها) بروز می کند. این تغییر رنگ در برگها از چند لکه زرد متفرق – که بعضی اوقات به صورت حلقه یا خط می شوند– تا موزاییک گسترده رگبرگها یا فواصل بین آنها تا حتی زردی تمام برگ، متغیر است. در بهار، تاکهای مبتلا در تاکستان از دور قابل تشخیص هستند. برگ و سرشاخه ها بدشکلی زیادی از خودنشان نمی دهند، ولی خوشه ها کوچک و حبه ها  تغییر رنگ می دهند. در مناطق گرم، قسمتی از اندامهای گیاه که در تابستان می روید رنگ سبز طبیعی دارد و قسمتهای زرد شده قدیمی، سفید و سپس محو می شوند.
 در نوع سوم یا ”رگبرگ نواری “ ، در آغاز نقاط یا لکه های زرد کرومی در طول رگبرگهای اصلی برگهای کامل شده بروز کرده سپس به نواحی بین رگبرگها سرایت می کند. این تغییر رنگ معمولاً روی تعداد معدودی از برگها و در اواسط یا اواخر تابستان ظاهر می شود. برگهای رنگ باخته بد شکلی کمی از خو.دشان می دهند. بار درخت کم شده، خوشه ها نامنظم تشکیل می شوند و مقدار محصول گاهی به صفر می رسد.
 وجود ”ترابکولها “ یا رشته خای درون سلولی از نشانه های داخلی مشخص کننده در موهای مبتلا به برگ بادبزنی است. ترابکولها عبارتند از میله های شعاعی که از فضای بین دیواره سلولهای اپیدرمی، پارانشیمی، آبکش،و چوبی عبور می کنند. قسمت داخلی این میله ها از جنس پکتین بوده که با یک غلاف سلولزی احاطه شده و با قشری از لیگنین، سوبرین، یا کوتین (بسته به نوع بافتی که در آنجا تشکیل می شود) پوشیده شده است. این تشکیلات ویژه در شاخه های چوبی شده مخصوصا در میانگره های پایینی به سهولت قابل مشاهده بوده برای تشخیص بیماری بسیار ارزنده است.    
علایم:
علائم در این بیماری به این صورت است که زاویه بین رگبرگ ها کم شده و برگ ها حالت فن یا بادبزن را به خود می گیرد از علائم دیگری که بوجود می آید لکه های زرد رنگ روی برگ ها بوجود می آید .کم شدن فاصله بین برگها روی شاخه ها ؛ عدم رسیدن همزمان میوه به روی خوشه ؛ از دیگر علائم این بیماری است .  این بیماری توسط نماتود Xiphinema index    و همچنین از طریق قلمه و پیوند قابل انتقال هستند .روی پایه های مبتلا شاخه های کوتاه و برگها می شوند.روی برگها لکه هایی ظاهر شده و میوه های ریز خوشه در اوایل فصل می ریزند گاهی حبه های انگور بی دانه میشوند.
چرخه بیماری و اپیدمیولوژی:
ارتباط ناقل با ویروس:GFLV با نماتدهای خانواده Longidoridae یعنی Xiphinema index Thorne & Allen و X.italiae Meyl از تاکی به تاک دیگر منتقل می شود. یک بار تغذیه مختصر از گیاه آلوده برای انتقال دادن ویروس کافی است. وقتی نماتد X.index ویروس برگ بادبزنی مو(GFLV) را از ریشه تاکهای مبتلا به بیماری اخذ کرد این ویروس تا هشت ماه (بدون اینکه به گیاهان میزبان دسترسی داشته باشد) یا تا سه ماه (وقتی که نماتد از گیاهان مصون به ویروس تغذیه کند) در بدن نماتد باقی می ماند. ویروس عامل بیماری در لایه کوتیکولی مجرای مری نماتد ناقل مستقر می شود. مطالعات انجام شده در آزمایشگاه نشان می دهد که نماتدهای جوان سنین مختلف و بالغ هر دو گونه X.index و X.italiae قادر به انتقال عامل بیماری هستند ولی ناقل عمده این ویروس در طبیعت X.index است.
 بقا و انتشار ویروس : ویروس برگ بادبزنی مو نمی تواند به طور طبیعی به فوصل دور انتشار پیدا کند، زیرا ناقل آن حرکت محدود دارد. انتقال این بیماری به نقاط دور دست عمدتابا مواد ازدیادی آلوده صورت می گیرد. انتشار فاجعه آمیز این بیماری در سراسر جهان در سالهای آخر قرن نوزدهم یعنی از موقع ورود پایه های آمریکایی تاک مقام به فیلوکسرا به اروپا، اتفاق افتاد. گمان می رود که در اروپا قبل از این تاریخ، GFLV و ناقل یا ناقلان آن در مناطقی که به طور سنتی مو کاری می شده محدود بوده است. انتشار بیماری به فواصل نزدیک با نماتدهای ناقل انجام می گیرد که به علت محدودیت حرکتشان عامل مهمی در پخش ویروس محسوب نمی شوند. مثلاً، نژاد موزاییک زرد GFLV نمی تواند بیش از 3/1 تا 5/1 متر در سال توسعه پیدا کند. به علاوه، ویروس در دانه گرده وجود دارد ولی با بذر انگور پخش نمی شود و در بین علفهای هرز نیز میزبان طبیعی ندارد. به همین جهت تنها منبع طبیعی این ویروس، خود تاک است . ریشه تاک سالها بعد از حذف تاک در خاک زنده می ماند از این رو هر ریشه محتوی ویروس برگ بادبزنی که منبع تغذیه X.index باشد می تواند در سالهای بین بیرون آوردن تاکهای کهنه و غرس نهالهای جدید، منبع آلودگی مو در زمین باشد
                                         Xiphinema index
   رده  Denophinema                        راسته                   Dorylaimida         
  خانواده Longidoridae                       جنس                    Xiphinema             
  گونه Xiphinema.inde
این گونه 8-7میلیمترطول دارند. منافذ آمفید دارای  شکل های پهن و کیسه ی آمفید به شکل قیف و کوتاه است. استایلت در آنها بزرگ می باشد بلند بودن استایلت در آنها این اجازه را می دهد که بتوانند بیشتر به داخل بافتهای گیاهی نفوذ کرده و به بافتهای آوندی دسترسی پیدا کنند.گونه X.indexعمدتاً از نوک ریشه تغذیه کرده و ایجاد گالهای کوچک می نماید. X.index، می تواند ویروس برگ بادبزنی مو را در مدت 15 دقیقه بگیرد و آن را در همین مدت به گیاه سالم انتقال دهد. ویروس در پوشش مری این نماتدجایگزینی می کند. این نماتد به صورت خنجری می باشد.
مبارزه:
مبارزه با نماتود عامل بیماری زا – تهیه قلمه های سالم با ترامو تراپی ( حرارت درمانی ) هم می توان با این بیماری مبارزه کرد . ضد عفونی خاک با بکار گیری متیل بروماید به نسبت 400 تا 800 کیلو در هکتاریکماه قبل از موستان در مبارزه علیه این بیماریموثر است.
مدیریت کنترل:
درمدیریت بیماریهای ویروسی معمولا پیشگیری می کند تا درمان آن.
 کنترل زراعی :
 استفاده از علفکش های سیستماتیک برای از بین بردن ریشه های قدیمی در عمق بالای 2 متر و استفاده از شخم عمیق خاک تا عمق 30 تا 60 سانتیمتر باعث افزایش سرعت مرگ ریشه ها می شود. و سومین روش استفاده از گرما می باشد که باعث از بین رفتن ریشه ها می شود. این روش زیاد کاربرد ندارد زیرا گرما مورد نیاز بسیار زیاد می باشد به همین دلیل صرفه اقتصادی ندارد. روش دیگر انتخاب یک تناوب زراعی مناسب (6-5 سال) باعث کاهش جمعیت نماتد ها می شود. از بین بردن ریشه های آلوده به ویروس در تاکستان ها. همچنین از ورود لوازم و تراکتورها از زمین های آلوده به زمین های سالم جلوگیری بکنیم.
کنترل شیمیایی:
 ضد عفونی کردن خاک توسط Methyl bromid  یا  1,3-Dicholoropropene برای از بین بردن ریشه های قدیمی و آلوده تا عمق 2 تا 5/1 متری خاک مؤثر است این روش همه گونه های نماتد را در بالای 2 تا 5/1 متر، هنگامی که درست استفاده شود تا 9/99% کاهش می دهد   1,3-Dicholoropropene  C3H4CL2فرمول شیمیایی
نام تجاری Telone  ،   L 100% این سم در خاک کم دوام است.
 ارقام مقاوم:
استفاده از ارقام مقاوم به ویروس همچون  Vitis vinifera , V.rotundifolia  می تواند در کنترل ویروس  مؤثر باشد.
عنوان مقاله:
تشخیص سرولوژیکی و مولکولی و تعیین فراوانی ویروس برگ بادبزنی مو در تاکستانهای ایران(زکی.م وایزدپناه.ک)


بیماری ویروسی برگ بادبزنی مو یکی از بیماریهای مهم ومخرب مو در سراسر دنیا میباشد.عامل بیماری
Grapevine fanleaf virus (GFLV) از جنس Nepovirus است و با نماتود Xiphinema index انتقال می یابد. به منظور تعیین پراکنش و علائم شناسی بیماری از تاکستانهای استانهای فارس، کهگیلویه و بویر احمد و آذربایجان غربی به صورت تصادفی نمونه برداری شد. آلودگی نمونه ها با آزمون الیزای مستقیم با استفاده از گاما گلوبولین یا F(ab)2 تهیه شده از آنتی سرم جدایه آمریکایی GFLV تعیین شد. تعدادی از نمونه های آلوده نیز در آزمون PCR با استفاده از آغازگرهای اختصاصی GFLV بررسی شدند. نتایج حاصل از الیزای 1018 نمونه از نقاط مختلف کشور بیانگر گسترش وسیع GFLV در اکثر موکاری های مورد مطالعه بود. شهرستان بوانات در شمال استان فارس با 54 درصد آلودگی، آلوده ترین منطقه بود و میزان آلودگی در سایر مناطق بین 21 تا 37 درصد تغییر میکرد. علائم در موهای آلوده شامل موزائیک، بددشکلی برگ، باز شدن سینوس دمبرگ، رگ نواری، موزائیک زرد، کوتاهی میانگره ها و کوتولگی، دوقلو شدن جوانه ها، تنک شدن خوشه و عدم یکنواختی حبه ها و زوال مزمن گیاه بود لیکن اغلب نمونه ها بدون بروز علائم خاصی آلوده بودند. در آزمون PCR از نمونه های آلوده باند 320bp شبیه باند حاصل از جدایه آمریکایی همانند سازی گردید. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر بومی بودن GFLV در ایران و گسترش احتمالی آن از این منطقه به سایر نقاط جهان است.
ابداع روش ردیابی ایزوله های ویروس برگ بادبزنی مو(سخندان .ن)(بی نام)
دانشیار گروه گیاهپزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز هدف از اجرای این طرح پژوهشی را امکان ردیابی و پیشگیری از بیماری برگ بادبزنی مو اعلام کرد و گفت: درختچۀ مو که بطور وسیع در شمال غرب کشور کشت می شود در معرض تهدید بیش از چندین نوع ویروسی بوده که از میان آنها ویروس برگ بادبزنی مو، یکی از مهمترین بیماری ها در این گیاه ایجاد می کند.به گفته دکتر سخندان بشیر وجه تسمیۀ این بیماری، شبیه شدن برگ های مو به شکل بادبزن دستی می باشد که در اثر باز شدن سینوس برگ و کنگره دار شدن کناره های برگ اتفاق می افتد.وی با بیان اینکه این ویروس گسترش جهانی دارد، گفت: با توجه به مشاهداتی که قبل از اجرای این طرح انجام شده بود وجود این ویروس در تاکستان های شمال غرب کشور بویژه استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل مورد توجه قرار گرفته بود و از آنجا که پیشگیری در مورد بیماریهای ویروسی به دلیل فقدان درمان شیمیایی مؤثر، مقدم بر درمان می باشد در این تحقیق در صدد برآمدیم با ابداع روش مناسبی امکان ردیابی این ویروس را فراهم آوریم.وی با بیان اینکه مهندسی ژنتیک و انتقال ژن ویروس به گیاه مؤثرترین راه کنترل بیماری ویروسی در گیاهان به شمار می رود، گفت: در این راستا با توجه به اینکه کاربرد روش های مهندسی ژنتیک مستلزم شناسایی دقیق عامل بیماریزا از نظر تنوع ژنتیکی آن می باشد بر همین اساس مبادرت به انجام این تحقیق با استفاده از این روش شد. دکتر نعمت سخندان بشیر با اشاره به برخی ویژگی های این ویروس خاطرنشان کرد: از آنجا که این ویروس به مانند بیشتر ویروس های دیگر از طریق مواد تکثیر گیاهی مانند قلمه قابل انتقال به درختچۀ های دیگر مو می باشد ردیابی و شناسایی این ویروس مهم است چرا که در غیر این صورت باغداران با عدم آگاهی از وجود ویروس اقدام به تکثیر قلمه های آلوده خواهند کرد کاری که در گذشته منجر به شیوع ویروس ها از جمله همین ویروس مو شده است. دانشیار گروه گیاهپزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز به روش کار در این تحقیق اشاره کرد و گفت: برای انجام این تحقیق طی مشاهدات از تاکستان ها، نمونه های مشکوک جمع آوری و با آزمون سرولوژیک (ELISA) با استفاده از آنتی بادی ویژۀ این ویروس مورد غربال قرار گرفت تا نمونه های آلوده معلوم گردند و آنگاه RNAکل از گیاهان آلوده خالص سازی و مورد آزمون تکثیر اسیدنوکلئیک در لولۀ آزمایش (RT-PCR) با آغازگرهای ویژۀ ژن های پروتئین فرضی (HP)، حرکتی (MP) و پوششی (CP) قرار گرفت. وی افزود: در این تحقیق بهینه سازی های زیادی انجام گرفت تا اینکه بالاخره ژن های مورد هدف جداسازی و تکثیر شدند که پس از کلون سازی آنها، ترادف یابی نوکلئوتیدی (sequencing) بر روی آنها انجام گرفت و توالی های مربوطه در بانک ژن به ثبت رسیدند. به گفته دکتر سخندان این توالی ها بالغ بر 50 مورد (accession) می باشند که کد دسترسی به آنها در مقالات منتشرۀ این تحقیق در دسترس پژوهشگران قرار دارد.وی در ادامه به ابعاد مختلف نتایچ این تحقیق اشاره کرد و گفت: این تحقیق منجر به ابداع روش مولکولی RT-PCR برای ردیابی ایزوله های ویروس GFLV از شمال غرب کشور شد که از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و از آنجا که این روش مولکولی حتی ویروس را با مقدار 10 نانو گرم نیز در بافت گیاه ردیابی می کند آن را از این بابت دارای اهمیت خاصی می کند.مجری این طرح پژوهشی به بررسی تنوع ژنتیکی این ویروس اشاره کرد و گفت: این تحقیق به خوبی نشان داد که طبق فیلوژنی های رسم شده، این ویروس متمایز از سایر ایزوله های آن از سایر نقاط دنیا هستند و این بدان معناست که این ویروس ها بصورت مستقل از سایر ایزوله های ویروس تکامل پیدا کرده اند و این در واقع با نظریۀ نشأت گرفتن این ویروس در ایران مطابقت دارد.وی با بیان اینکه ژنهای پروتئین های حرکتی و پوششی این ویروس که طی این تحقیق کلون و ترداف یابی شدند زمینه را برای تولید آنتی بادی های نوترکیب در برابر این ویروس مهیا کرد، گفت: هم اکنون در آزمایشگاه ویروس شناسی و مهندسی ژنتیک تحقیقات در جهت تولید چنین آنتی بادی ها در راستای تکمیل نمودن تحقیقات در حال انجام می باشد که با تولید چنین آنتی بادی ها، صرفه جویی ارزی عظیمی در جهت تهیۀ آنتی بادی ها که امروزه با قیمت زیاد از کشورهای اروپایی و آمریکا وارد می شوند، خواهد داشت.وی افزود: نتایج بدست آمده در این تحقیق به ما کمک کرد میزان تنوع ژنتیکی این ویروس را در منطقه ارزیابی کنیم که بالغ بر 15% می باشد. در نتیجه، سازۀ ژنی به منظور کنترل این ویروس بایستی شامل توالی اجماع (consensus) باشد تا بتواند درختچۀ مو را در برابر تمام ایزوله ها ویروس در منطقه حفاظت کند.
به گفته دکتر این اولین مطالعۀ جامع این ویروس در ایران بود بطوری که مورد توجه جوامع علمی جهانی نیز قرار گرفت بطوریکه نتایج این تحقیقات در قالب سه مقالۀ ISI و یک مقالع علمی پژوهشی داخلی به چاپ رسید و علاوه بر آن، در نشست های علمی کشوری و منطقه ای از جمله نشست اپیدمیولوژی بیماری های ویروسی در هند ، نشست های انجمن مطالعه بیماری های ویروسی و شبه ویروسی مو (ICVG) در استلنبوش آفریقای جنوبی و لیژون فرانسه نیز نتایج بصورت سخنرانی های علمی ارایه شد.
دکتر سخندان با بیان اینکه برای اجرای این طرح بالغ بر 270 میلیون ریال هزینه شده است افزود: این طرح طی مدت سه سال به اجرا در آمده و پس از اتمام طرح نیز تحقیقات در قالب پروژه های دانشجویی پیگیری شده است.
 
 منبع:
((سخندان .نعمت وهمکاران). ابداع روش ردیابی ایزوله های ویروس برگ بادبزنی مو. دانشیار گروه گیاهپزشکی دانشگاه تبریز ۱۳۸۹/۰۵/۲۰(به نقل از خبرگذاری مهر)
(زکی.محمدوایزدپناه .کرامت). عنوان:تشخیص سرولوژیکی و مولکولیو تعیین فراوانی ویروس برگ بادبزنی مو در تاکستانهای ایران .فصلنامه بیماریهای گیاهی.1389. سال سی و نهم، شماره 3-4 پیاپی 156
بیماری ویروسی ویروئید
وروئید لکه زرد مو(GYSVd) :Pospiviroidae
هجنس: Apscaviroid
 گونه: Grapevine yellow speckle viroid
اندازه: درGYSVd- 1366 تا 369 نوکلئوتید و در GYSVd- 2363 نوکلئوتید
ویروئیدها رشته ای از RNA هستنند که فاقد پوشش یا کپسید می باشند. ویروئیدها از بیماری زاهای مهم در گیاهان به شمارمیروند..
تاریخچه:
 این بیماری اولین بار در سال 1972 توسط تایلور و وودهام در استرالیا شرح داده شد. ویروئیدی متشکل از حدود 300 نوکلئوتید که در بیشتر گونه‌های مرکبات به ویژه بعضی از انواع نارنگی وانگور تولید آلودگی می‌کند و نشانه‌های آن عبارت است از تولید صمغ در پوست، تشکیل حفره‌هایی در چوب و مقابل آنهابرجستگیهایی در سطح داخلی پوست و کوتولگی میباشد.
 علائم بیماری:
با توجه به این که این بیماری در مناطق و اقلیمهای مختلف رشد می کند و علائم متفاوتی نشان می دهد ولی علائم بارز و مشخص آن ایجاد لکه های زرد رنگ و پراکنده در سطح برگ می باشد و همچنین رگبرگ نواری را می توان در سطح برگ مشاهده کرد.
عوامل بیماری
دو مولکول RNA حلقوی بسیار نزدیک به هم مرتبط با بیماری لکه زرد مو می باشند. وقتی که RNA استخراج شده از درخت انگور به خیار و گوجه فرنگی مایه زنی شود، آلودگی ممکن است صورت پذیرد ولی ویروئید در انها قادر به همانندسازی و تکثیر نخواهد بود. این دو ویروئید به طور مستقل قادر به اجاد بیماری لکه زرد در انگور می باشند.
ویروئیدGYSVd- 1اولین بار توسط کلتونو و رضائیان در سال 1988 از رقم "کابرنت فرانک"جدا شد. ویروئیدGYSVd- 2نیز اولین بار توسط کلتونو و رضائیان در سال 2989 از رقم "کیوتو" که بر روی پایه رقم " دوگریج" پیوند زده بود و علایم بیماری لکه زرد را نشان می داد، جدا شد. در ایران نیز این دو ویروئید، توسط زکی عقل و ایزدپناه در سال 1383 از تاکستانهای استانهای فارس ( شهرستانهای بوانات، میمند و شیراز) و آذبایجان غربی ( شهرستان ارومیه) گزارش شده است.
 
 برای تشخیص این بیماری شاخص های مختلفی وجود دارند که عبارتند از:
1.شاخص انتقال پیوند: برای این روش از ارقام اروپایی Mataro و Mission استفاده می شود که در اینها علائمی شبیه به علائم ایجاد شده در انگور است ولی نامنظم اند.
2.شاخص انتقال به  میزبانهای دیگر: GYSVd به طریق مکانیکی به خیار و سویا منتقل می شود ولی در آنها علائمی نشان نمی دهد. دیگر ویروئیدهای انگور پاتوژنهای گوجه فرنگی، خیار Gynuraaurantiacهستند و در انها علائم نشان می دهند.
3. شاخص الکتروفرز ژل پلی آکریلا مید ( Acrylamide): این شاخص مطمئن نیست لذا فقط به طور آزمایشی برای شناسایی ویروئید لکه زرد مو و دیگر ویروئیدهای انگور بکار می روند که طرز عمل آن شامل استخراج DNA، متمرکز ساختن است.
4. شاخص تجزیه مولکولی: روش مولکولی برای شناسایی ویروئیدهای انگور به کار می رود.
 ساختمانهای ثانویه ویروئید:
این ویروئید دارای ساختمانهای ثانویه می باشد که 5 ناحیه را دارا می باشد  این5 ناحیه عبارتند از:
1.      ( Central conserved region: CCR
2.      ناحیه بیماری زا (Pathogenic region: P)
3.      ناحیه متغییر (Variable region: V)
4.      ناحیه انتهایی سمت راست ( Terminal right region: TR)
5.     ناحیه انتهایی سمت چپ (Terminal left region