بیماری آبله گوسفند وبز 

 

 

آبله بیماریهای ویروسی حاد هستند که بسیاری از حیوانات از قبیل انسان و پرندگان ( به غیر از سگ سانان) را آلوده میکنند. به طور مشخص ضایعات در پوست و مخاطات پراکنده هستند که از ماکول به پاپول ، وزیکول و پوستول پیشرفت و در نهایت تشکیل کروت داده و سپس بهبودی حاصل میگردد. ضایعات اغلب دارای گنجیدگی های داخل سیتوپلاسمی متعدد هستند که نشانگر مکانهای تکثیر ویروس در سلولهای آلوده میباشد.

گاهی در عفونت های ناشی از ویروسهای آبله تشکیل وزیکول به صورت بالینی مشخص نیست اما میکرو وزیکولها را میتوان در مطالعات بافت شناسی مشاهده کرد و در برخی ضایعات پرولیفراتیو ایجاد میشود. در گوسفند و بز علائم بالینی از ملایم تا بیماری شدید متفاوت است که معمولا" با تب شروع و سپس ایجاد ماکول اریتماتوز و پاپول میشود. ضایعات ممکن است به غشاهای مخاطی و ارگانهای داخلی گسترش یافته و ایجاد علائم عمومی (علائم تنفسی، اسهال افسردگی ،لاغری ،سقط و گاهی مرگ ) نماید. عفونت از طریق تنفس یا پوست (مثل آبله گوسفند) وارد میشود.
گاهی اوقات ویروس توسط نیش بندپایان به صورت مکانیکی منتقل میشود (مثل آبله پرندگان و خوک). ممکن است بیماری ایجاد ضایعات عمومی کند (مثل آبله گوسفندی) یا موضعی باقی بماند (مثل آبله کاذب گاوی).
سویه های تخفیف حدت یافته ویروسهای آبله برای ایمن سازی علیه برخی عفونت ها استفاده شده اند که مثال بارز آن ریشه کنی جهانی آبله انسانی( smallpox ) در انسان با ایمن سازی با سویه های ویروس زنده vaccinia میباشد.
ویروسهای آبله بر اساس خصوصیات بیولوژیک و فیزیکوشیمیائی آنها طبقه بندی میشوند. از لحاظ ایمونولوژیک ویروسهای آبله گاوی ، میمون و انسان( smallpox) و .... قرابت نزدیکی با ویروس واکسینیا دارند. ویروس های آبله پرندگان و ویروسهای myxoma و برخی دیگر از ویروسها مثل آبله خوکی اختصاصی گونه خاصی میباشند. در اروپا عفونت های پوستی موضعی و در برخی موارد بیماری عمومی کشنده در چیتا ، شیر و گربه های اهلی آلوده با ویروس آبله گاوی دیده شده است.
 
اهمیت بیماری:
آبله گوسفند و بز بیماریهای ویروسی بسیار واگیردار در نشخوارکنندگان کوچک میباشند. این بیماریها ممکن است در نژادهای بومی در مناطق اندمیک ملایم باشند اما در حیوانات تازه وارد اغلب کشنده میباشند. در حیوانات مناطق اندمیک بیماری بیشتر زمانی رخ میدهد که بیماری در یک دوره زمانی وجود نداشته یا حالت خاموش داشته باشد و با توسعه روشهای دامپروری و یا درگیری همزمان با دیگر بیماریها مثل PPR یا FMD   باعث شروع بیماری در آن مناطق میگردد. زیانهای اقتصادی ناشی از بیماری در اثر کاهش تولید شیر ، آسیب به کیفیت پوست و پشم و دیگر تولیدات ، سقط ،کاهش وزن ،حساس شدن دام به عفونت های تنفسی و هجوم حشرات و تلفات میباشد. بهبود ضایعات پوستی به آهستگی بوده و اسکار به صورت دائمی باقی میماند. در مطالعه ای در هند محاسبه گردید که حدود شش سال بهبودی از یک همه گیری با تلفات حدود %49.5 طول میکشد.
آبله گوسفند و بز میتواند باعث محدود شدن تجارت و جلوگیری از توسعه صنعت دامپروری گردد و همچنین باعث جلوگیری از واردات نژادهای جدید گوسفند و بز به مناطق اندمیک شود. عامل آبله گوسفند و بز میتواند در agroterrorism استفاده شود.
اتیولوژی:
آبله گوسفند و بز از عفونت با ویروس آبله گوسفندی sheeppox virus (SPV) و goatpox virus (GPV) ناشی میشوند که دو عضو نزدیک از جنسcapripox و در خانواده Poxviridae میباشند. این خانواده بزرگترین و پیچیده ترین ویروسها هستند اسیدنوکلئیک DNA که اندازه آنها از 130-280 kbp متفاوت است. (جدول ذیل) اغلب سویه ها اختصاصی میزبان هستند که آبله گوسفندی عمدتا باعث بیماری در گوسفند و آبله بزی اغلب بزها را آلوده میکند. اگرچه برخی سویه ها میتوانند بیماری جدی در هر دو گونه ایجاد کنند. ایندو ویروس براحتی از یکدیگر قابل تفریق نمی باشند.
ویروس آبله گوسفندی و بزی را نمی توان از طریق روشهای سرولوژیک(خنثی سازی سرم) از یکدیگر تفریق داد و گفته شده که سویه های یک ویروس هستند. اکنون مطالعات ژنتیکی نشان داده که این ویروسها متفاوت بوده اما نوترکیبی (recombinaton) میتواند بین آنها اتفاق افتد. سویه های نوترکیب معمولا" اختصاصی میانه ای به میزبان ها دارند. ایندو ویروس قرابت نزدیکی با ویروس عامل lumpy skin disease در گاو(LSDV) دارند. این ارتباط بین این سه ویروس capripoxvirus اکنون مشخص شده اما گفته میشود که GPV و LSDV نزدیکی بیشتری دارند تا SPV و LSDV .
reservoirs           Virus type          genus
Bovines,felines,humans,rodents
Rodents
Camels
Humans
Large reservoir Cowpox
Ectromellia
Camelpox
Smallpox
vaccine orthopoxvirus
Ovines, caprines
Bovines, humans            Orf
Pseudocowpox   Parapoxvirus
Birds
Birds     Canarypoxvirus
Fowlpoxvirus      Avipoxvirus
Ovines
caprines
bovinesSheeppox
Goatpox
Lumpy skin disease         Capripoxvirus
rabbits               Leporipoxvirus
            Molluscum cantagiosum virus       Molluscipoxvirus
pigs                  Suipoxvirus
Monkeys, possible in humans       Tana virus          yatapoxvirus
جدول-خانواده ویروسهای آبله
 
گونه های درگیر:
کاپری پاکس ویروسهای گوسفند و بز عامل بیماری تنها در این دو گونه هستند. بسیاری سویه های آبله گوسفندی مخصوص گوسفند هستند و بسیاری سویه های آبله بزی مخصوص بزها میباشند اما برخی سویه های این ویروسها هر دوگونه را آلوده میکنند. عفونت تاکنون در سم داران وحشی گزارش نشده است.
 
انتشار جغرافیائی:
آبله گوسفند و بز در بخش هایی از آفریقا ، آسیا ، خاورمیانه و اکثر شبه قاره هند یافت میشود. ایندو ویروس از لحاظ انتشار جغرافیائی همانند هم هستند. در 50 سال گذشته دامنه جغرافیائی آنها عمدتا" محدود به آسیا و افریقا بوده که از شمال آفریقا تا اکوادور و از غرب افریقا تا شرق آسیا شامل ترکیه خاورمیانه مناطق جنوبی شوروی سابق میگردد. اکنون بیماری به اوگاندا (سال2000) در جنوب افریقا ویتنام (2008سال) چین تایپه(2008سال) کره (2007سال) در شرق آسیا گسترش یافته است. بیماری اخیرا" در سه کشور بعد از سالها پاک بودن دوباره رخ داده است. این کشورها شامل کنیا که بیماری در سال 2003 مشاهده گردید که وقوع قبلی در سال 1989 بوده و در مغولستان بعد از سی سال غیبت، بیماری در سال 2006 و در آذربایجان بعد از 13 سال در 2009 اتفاق افتاد. در جنوب اروپا و یونان چندین مورد بیماری گزارش شده که آخرین مورد آن در سال 2007 در ترکیه بوده است.
انتقال:
بیماری اغلب بوسیله روش تنفسی در زمان تماس نزدیک بین حیوانات بیمار و سالم منتقل میشوند اما از طریق غشاهای مخاطی یا خراش های پوست نیز میتوانند وارد شود. این ویروسها در بزاق ، ترشحات چشم و بینی ، شیر، ادرار ، مدفوع و همچنین در ضایعات پوست و دلمه های آن یافت میشوند. زخم ها روی غشاهای مخاطی مهم ترین منبع ویروس هستند. انتقال داخل رحمی میتواند رخ دهد و در آن شرایط بره ها می توانند با ضایعات پیشرفته متئلد شوند. انتقال ویروس از طریق منی یا جنین تاکنون مشخص نشده است.
حیوانات اغلب قبل از تشکیل آنتی بادیهای خنثی کننده که حدود یک هفته بعد از شروع علائم بالینی اتفاق می افتد، عفونت زا میباشند. گوسفندان و بزانی که بصورت تجربی آلوده شده اند میتوانند ویروسهای آبله را در ترشحات دهانی، چشم و بینی برای1 تا2 ماه پخش کنند اما اوج دفع ویروس در خلال دومین هفته پس از تلقیح بوده که سپس به سرعت کاهش میبابد. حاملین مزمن آلوده دیده نشده است.
انتقال غیر مستقیم بوسیله وسایل و خوراک آلوده و دیگر اشیاء می تواند رخ دهد. ویروسهای آبله گوسفند و بزی میتوانند از طریق کود و وسایل آلوده یا انتقال مکانیکی بوسیله حشرات مثل مگس اصطبل(stomoxys calcitrans) منتقل شوند. اگرچه انتقال به روش دوم غیرمعمول است. این ویروسها میتواند برای بیش از شش ماه در اصطبل های گوسفندان آلوده عفونت زا باقی بمانند. همچنین در پشم یا مو برای سه ماه پس از آلودگی یافت میشوند و در دلمه ها برای مدت طولانی تری میمانند. عفونت زا بودن ویروس ها در دلمه ها ناشناخته است این ویروسها با آنتی بادیها کمپلکس شده و جداسازی آنها در محیط های کشت بافتی می تواند مشکل باشد.
گونه های مخزن در حیات وحش برای ویروس بیماری وجود ندارد . ویروس میتواند از حیوانات بیمار بهبود یافته تا چندین هفته دفع گردد و میتواند برای سالها در دلمه های خشک شده در دمای محیط زنده بماند. اشیاء و لوازم مربوط به بیماران نیز میتوانند به عنوان منبع نگهداری و انتشار ویروس عمل کنند.
دوره کمون:
دوره کمون از 4 تا 21 روز متفاوت است اما معمولا" 1 تا 2 هفته به طول میکشد . علایم بالینی عموما" پس از ورود ویروس بوسیله حشرات زودتر آغاز میشود نسبت به زمانی که بوسیله آئروسل ها منتقل میشود. پس از تلقیح تجربی به داخل پوست ضایعات اولیه در محل در طی 2-4 روز تشکیل میگردد.
 
علائم بالینی:
علائم بالینی از ملایم تا شدید بسته به سن حیوان، نژاد، ایمنی و دیگر فاکتورها متفاوت است . عفونت های ناآشکار نیز اتفاق میافتد. بیماری در بره و بزغاله ها شدیدتر از بالغین است و برخی از آنها ممکن است قبل از نشان دادن علائم تلف شوند. در حیوانات مبتلا ابتدا تب بالا برای مدت زمان کوتاه رخ داده و به دنبال آن در1 تا 5 روز ضایعات پوستی تشکیل میشود که از ماکول های اریتماتوز شروع و تشکیل پاپولهای سفت به اندازه 0.5 تا 1.5سانتی متر را میدهد.
معمولا" در فرم پاپولووزیکولار بیماری مراکز پاپولها فرورفته شده ، خاکستری مایل به سفید رنگ ، نکروتیک و معمولا بوسیله یک ناحیه پرخون احاطه میشوند. دلمه های بسیار مشخص سفت و تیره رنگ روی مناطق نکروتیک تشکیل میگردد. وزیکولها ممکن است در مراحل میانی بیماری دیده شوند اما غیر معمول هستند.
فرم غیرمعمول بیماری فرم ندولار است (stonepox) که پاپولها به ندول تبدیل میشوند این ندولها میتوانند در درم، اپیدرم و بافت های زیرجلدی یافت شوند که معمولا" نکروتیک و پوسته پوسته بوده که اسکار یدون موئی را باقی میگذارند. در برخی نژاهای بزهای اروپائی ممکن است تشکیل یک شکل flat hemorrhagic از آبله بزی گردد. در این شکل پاپولها در سراسر بدن به هم پیوسته و حیوان حتما" تلف خواهد شد.
ضایعات آبله بزی تمایل به مناطق بدون مو یا کم پشم مثل زیر بغل ،پوزه، پلک ها ،گوشها، غدد پستانی و ناحیه مغابنی دارند اما در موارد شدیدتر ممکن است تمام بدن را پوشش دهند.
 
شکل1-ضایعات پوستی در آبله گوسفندی
در حیوانات با پشم زیاد ضایعات در ملامسه نسبت به معاینه ظاهری راحت تر یافت میشوند. عفونت های ملایم به راحتی تشخیص داده نمی شوند فقط تعداد ضایعات کمی ممکن است وجود داشته باشد که اغلب اطراف گوشها یا دم میباشد. غدد لنفی سطحی معمولا" در طی یک روز از ظاهر شدن پاپولها بزرگ میشوندکه بخصوص غدد لنفی پیش کتفی قابل توجه هستند. ضایعات ممکن است روی غشاهای مخاطی و ارگانهای داخلی شکل بگیرند که باعث علایم عمومی شوند. در برخی بیماران این علائم ممکن است 1-2 روز قبل از شروع ضایعات پوستی باشند.
ضایعات در دهان، منخرین ،چشم ها یا پلک ها میتوانند باعث ریزش بزاق یا بی اشتهائی شده و همچنین التهاب بینی، التهاب ملتحمه یا بلفاریت همراه با ترشحات موکوپرولان شوند. غشاهای درگیر ممکن است نکروزه و زخم یا پوسته پوسته شوند. حیوانات با ضایعات ریوی علائم تنفسی مثل سرفه، ترشحات بینی و سختی تنفس را نشان میدهند.
 
                                       شکل 2-آبله گوسفندی: ضایعات روی پوزه و لبها
ندولها در روده ها میتوانند باعث اسهال شوند. افسردگی و لاغری مفرط ممکن است در برخی بیماران دیده شوند.سقط جنین میتواند رخ دهد اما معمول نیست.
برخی نژادهای گوسفند قبل از تشکیل ضایعات پوستی ، از فرم حاد بیماری تلف میشوند. بهبودی ضایعات آبله بزی میتواند تا چند هفته طول بکشد و ممکن است اسکار دائمی در پوست باقی بماند در خلال بهبودی ،دامها به هجوم پشه ها حساس هستند.
عفونت های ثانویه باکتریال شامل ذات الریه معمول هستند و مرگ میتوان در خلال هریک از مراحل بیماری رخ دهد. در درگیری شدید حیوان ، بهبودی ممکن است آهسته باشد.
حساسیت حیوان بستگی به چند عامل دارد:
•           نژاد: برخی نژادها حساسیت بیشتری از دیگران به کاپری پاکس ویروس ها دارند.
•           جنس: احتمالا" به علت فیزیولوژی بدن، ماده ها حساسیت بیشتری از نرها دارند.
•           سن: حیوانات جوان از بالغین حساسترند.
•           شرایط مدیریتی : انگلها ،سوء تغذیه، خستگی و فرسودگی کوچ باعث حساس شدن حیوان میگردند.
•           تراکم جمعیتی: بیماری معمولا" در نقاطی که تماس کمتری بین حیوانات وجود دارد کمتر میباشد.
ضایعات پس از مرگ بیماری:
پوست معمولا" دارای ماکول، پاپول و/ یا ضایعات نکروتیک و دلمه بوده که بوسیله مناطقی از ادم، خونریزی و پرخونی احاطه شده اند. پاپولها به درم و اپیدرم وارد شده و در موارد شدید ممکن است به عضلات هم گسترش یابند. ضایعات پوستی ممکن است در نکروپسی به خوبی حیوان زنده آشکار نباشند. غشاهای مخاطی چشم ها، بینی، دهان، فرج و غلاف آلت تناسلی ممکن است نکروتیک یا زخمی شده باشند.
ریه ها اغلب دارای مناطق پرخون و ادماتوز یا گوشتی شده بوده و ندولهای خاکستری یا سفید محکم دارند. این ندولها در ریه ها میتوانند تا 5 سانتی متر قطر داشته باشند و اغلب در لوب های دیافراگمی دیده میشوند. در مراحل اولیه بیماری ممکن است مثل نقاط قرمز (red spots) دیده شوند.
 
شکل3- آبله گوسفندی: ندولهای قرمز مایل به سفید در ریه ها
 پاپولها یا پاپولهای زخمی شده در مخاط شیردان معمول هستند و ممکن است در شکمبه، روده بزرگ ،حلق، نای و مری نیز یافت شوند. کانونهای مجزای رنگ پریده و زیر کپسولی (با قطر حدود 2 سانتی متر) گاهی در سطح کلیه ها ،کبد و بیضه ها دیده میشوند. غدد لنفی در سرتاسر بدن معمولا" بزرگ و ادماتوز بوده و ممکن است پرخون و دارای خونریزی باشند.
میزان واگیری و تلفات:
تلفات و واگیری بیماری بستگی به نژاد، سن، وضعیت سلامتی حیوان، ایمنی به ویروس آبله (مواجهه قبلی با ویروس) و سویه ویروس دارد. عفونت های ملایم به طور معمول در نژادهای بومی در مناطق اندمیک دیده میشوند اما بیماری شدید اغلب در حیوانات جوان و دچار استرس شده و حیوانات درگیر با عفونت های همزمان یا حیواناتی که از مناطقی که در آن آبله چند وقتی رخ نداده است دیده میشود.
میزان تلفات گزارش شده در نژادهای بومی در مناطق آندمیک از 1 تا 75 درصد یا بیشتر متفاوت است اگرچه میزان تلفات اغلب کمتر از 10 درصد است .تلفات نزدیک به 100 درصد در حیوانات جوان گزارش شده است. در نژادهای وارداتی گوسفند و بز معمولا" زمانی که به مناطق آندمیک وارد شوند بیماری شدید رخ میدهد. میزان واگیری و تلفات در حیوانات تازه وارد میتواند تا 100% در گله های بسیار حساس برسد.
تفاوت های فصلی در وقوع آبله بزی و گوسفندی بستگی به منطقه و آب و هوای آن و نوع سیستم پرورشی وجود دارد که ارتباط با تماس نزدیک بین حیوانات در فصول سرد و کمبودهای تغذیه ای دارد. در آسیا بیشترین وقوع بیماری از نوامبر تا مارچ میباشد.
تشخیص بیماری:
       تشخیص بالینی: در حیوانات تب دار دارای ضایعات پوستی تمام ضخامت با بزرگی غدد لنفی به بیماری آبله مشکوک میشویم.سختی تنفس ، التهاب ملتحمه ، ترشحات بینی و دیگر علایم ممکن است دیده شوند.میزان تلفات در حیوانات جدید که وارد مناطق اندمیک میشوند بالاست. اگرچه آبله گوسفند و بز در حیوانات حساس براحتی قابل تشخیص است ولی در حیوانات بومی بسیار مشکل میباشد.
     تشخیص تفریقی: تاریخچه حیوانات درگیر، مکان جغرافیائی و ترکیب علائم بیماری میتواند به تشخیص تفریقی از دیگر بیماریها کمک کند که تفریق از بیماریهای ذیل صورت میگیرد:
•           اکتیمای واگیر
•           زبان آبی
•           طاعون نشخوارکنندگان کوچک
•           درماتوفیلوزیس و استرپتوتریکوزیس
•           کچلی (mange ) مثل جرب پزروپتیک و sheep scab
•           حسیاسیت به نور
•           ذات الریه انگلی
•           ضایعات ناشی از گزش حشرات
•           لنفادنیت کازئوس
        تست های آزمایشگاهی: آبله گوسفند و بز را میتوان با میکروسکوپ الکترونی تشخص داد زیرا مرفولوژی ذرات ویروس اختصاصی است. کاپری پاکس ویروسها را میتوان از ویروسهای آبله که ایجاد ضایعه در نشخوارکنندگان کوچک میکنند تفریق داد. هیستوپاتولوژی هم کمک کننده است. تشخیص قطعی با جداسازی ویروس عامل آن صورت میگیرد. ویروسهای آبله بزی و گوسفندی را میتوان در کشت سلولی بیضه بره و کلیه گوسفند یا بز و دیگر رده های سلولی گوسفند و بز یا گاو(حساسیت کمتر) جدا کرد.
ویروسهای آبله را در سطح جنس میتوان بوسیله رنگ آمیزی ایمونوفلورسانس یا ایمونوپراکسیداز و روشهای تشخیص اسدنوکلئیک و دیگر تکنیک ها تشخیص داد. گاهی اوقات این ویروسها میتوانند با تلقیح به گوسفند یا بز جداسازی شوند. روش PCR میتواند ژنوم کاپری پاکس ویروسها را در نمونه های بافتی یا کشت ها مشخص کند اما نمی تواند نوع بزی یا گوسفندی را تفریق کند. ولی اگر با روشrestriction fragment lenggth polymorphism assay (RFLP) همراه شود قابل تفریق است. نوترکیبی بین ویروسهای آبله بزی و گوسفندی میتواند شناسائی ویروس را دشوار سازد.آنتی ژنهای ویروس را میتوان بوسیله AGID یا الایزا و ..... در بافت ها مشخص کرد.
در تست AGID واکنش متقاطع بین ویروسهای آبله گوسفند و بز با پاراپوکس ویروسها رخ میدهد که این دو گرو بوسیله میکروسکوپ الکترونی قابل تشخیص هستند. در روشهای سرولوژی( از قبیل خنثی سازی ویروس ، AGID ، فلورسنت آنتی بادی غیرمستقیم ، الایزا و immuno blotting ) میتوان ویروسهای آبله را مشخص کرد اما نوع بزی یا گوسفندی قابل تفریق نیستند. آنتی بادی علیه ویروسهای آبله گوسفند و بز یک هفته پس از ظهور ضایعات پوستی یافت میشوند. خنثی سازی ویروس اختصاصی ترین تست سرولوژیک است اما برای تشخیص عفونت در تمام حیوانات به اندازه کافی حساس نیست. واکنش های متقاطع با دیگر ویروسها در تست های فلورسنت آنتی بادی و AGID رخ میدهد.
نمونه گیری:
در حیوانات زنده بیوپسی از ضایعات پوستی تمام ضخامت برای جداسازی ویروس و تشخیص آنتی بادی اخذ میگردد. نمونه گیری در یک هفته اول پس از شروع علائم انجام گیرد. ویروسهای آبله گوسفند و بزی در مایعات وزیکولی ، دلمه ها ، تراشه های ضایعات پوستی ، در آسپیره کردن غدد لنفی و خون (جمع آوری شده در هپارین یا EDTA) یافت میشوند. در کالبدگشائی نمونه ها باید از ضایعات پوستی ،غدد لنفی و ضایعات ریه ها اخذ گردد. نمونه های اضافی برای بافت شناسی از پوست، طحال ،شکمبه، نای ،ریه ها و دیگر بافت های درگیر اخذ گردد.
PCR میتواند این ویروسها را در خون ،سواپهای دهان یا بینی، دلمه ها ، ضایعات پوستی و نمونه های بافتی مشخص کند. آنتی بادیهای خنثی کننده می توانند با جداسازی ویروس و برخی تست های تشخیص آنتی ژن تداخل کنند نمونه ها برای این تست ها باید در هفته اول بیماری اخذ گردند. نمونه ها برای PCR می توانند بعد از تشکیل آنتی بادیهای خنثی کننده اخذ گردد. برای سرولوژی نمونه های زوج اخذ میگردد. نمونه ها برای جداسازی ویروس باید در اسرع وقت به آزمایشگاه ارسال شوند. اینها در در شرایط سرد و در یخچال و یا همراه یخ خشک حمل میشوند.اگر این نمونه ها باید بدون یخچال فواصل زیادی را طی کنند گلیسرول (10%) میتواند اضافه شود. نمونه های بافتی باید به اندازه کافی بزرگ بوده که محیط کشت نتواند به مرکز بافت نفوذ کرده و ویروسها را در آن تخریب کند.
 
درمان:
درمانی برای آبله گوسفند وبز وجود ندارد. پمادهای ضدعفونی کننده میتوانند برای جلوگیری از عفونت های ثانویه برای زخم ها استفاده شوند درمان آنتی بیوتیکی نیز استفاده میشود.
کنترل:
این ویروسها اغلب از طریق حیوانات آلوده وارد گله میشوند اما کود و وسایل و محصولات دامی مثل پشم هم میتوانند باعث انتشار بیماری شوند. کنترل همه گیری بوسیله قرنطینه ،کنترل تردد و کاهش تراکم حیوانات آلوده و در معرض خطر ، تمیز و ضدعفونی کردن وسایل و فارم ها انجام میشود. حیوانات بیمار باید فورا" جدا شده و اصطبل ها باید تمیز و ضدعفونی گردند و حیوانات اطراف ناحیه درگیر سریعا" واکسینه شوند. در مناطقی که این بیماریها بطور متناوب رخ میدهند موثرترین روش کنترل بیماری واکسیناسیون سالیانه میباشد. اگر بیماری در یک ناحیه به طور گسترده پراکنده شده است واکسیناسیون دسته جمعی و سپس توقف واکسیناسیون و کنترل جابجائی حیوانات می تواند استراتژی خوبی برای کنترل این بیماریها باشد.از بین بردن تلفات بسیار مهم است که اغلب روش سوزاندن یا دفن بهداشتی استفاده میشود. این ویروسها بیش از 6 ماه در آغل تمیز نشده و چند ماه در دلمه های خشکیده روی پوست و پشم و مو باقی میمانند. این ویروسها به خشکی مقاوم هستند و میتوانند در چرخه انجماد و گرم کردن زنده بمانند اگرچه عفونت زائی آنها ممکن است کاهش یابد.در انتشار گسترده بیماری واکسیناسیون میتواند انجام گیرد. در دمای 56 درجه سانتیگراد برای دو ساعت و در 65 درجه در 30 دقیقه تخریب میشوند. حساسیت به گرما ممکن است بین سویه های آبله بزی و گوسفندی متفاوت باشد 56 درجه ممکن است در یک ساعت برخی سویه ها را غیرفعال کند اما بطور موثری تیتر دیگران را کاهش ندهد.
این ویروسها عموما" به اتر(20%) فرمالین و کلروفرم حساس هستند اگرچه در مطالعاتی که در دهه 1940 انجام شد برخی سویه ها به اتر مقاوم بودند. همچنین به هیپوکلریت سدیم ،دترژنت ها که شامل حلالهای چربی هستند، اسید هیدرکلریک(2% برای 15 دقیقه)، اسید سولفوریک(2% برای 15 دقیقه) و فنل حساس هستند.
ایمنی خوب و واکسیناسیون برای کنترل آبله گوسفند و بزی در مناطق اندمیک کاربرد دارد در این مناطق حیوانات جدید باید حداقل 21 روز قبل از ورود به گله قرنطینه شوند. گله های آلوده و حیوانات بیمار باید حداقل تا 45 روز بعد از بهبود علائم بالینی بیماری جدا شوند. و از انتقال دام ها از مناطق آلوده به مناطق عاری از بیماری ممانعت کرد. انتقال تولیدات دامی از قبیل گوشت، پشم مو و پوست از مناطق آلوده نیز باید کنترل گردد .در برخی همه گیری ها میتوان گله آلوده را کشتار نمود.
سلامت عمومی :
شواهدی از انتقال بیماری آبله گوسفند و بزی به انسان در دست نیست. در دو مورد انتقال آلودگی به انسان گزارش شده که بر اساس علائم بالینی بوده است و قابل اعتماد نمی باشند.

 
گردآوری و تهیه: دکترمحمد یزدانبخش